تبليغاتX
کنار گود نشستی میگی لنگش کن - بابیلون هم میتونه ترجمه کنه
چهارشنبه نهم دی 1388

من و دوستم تو کافی شاپ نشسته بودیم دو تا دانشجوی سال آخر اومدن کنارمون نشستن. دانشجو روبرویی که کنار دوستم نشسته بود کتابای زیر دست من رو دید از رشته ام پرسید؛ گفتم مترجمی می خونم. ازم پرسید ترم یک دیگه؟ گفتم سه. منم از رشتش پرسیدم گفت ژنتیک. می دونستم ترم بالاست ولی خواستم یه متلکی انداخته باشم گفتم ترم یک دیگه؟ جواب داد نه سال آخر! دوستم به حالت مسخره بهم نگاه کرد و نیش خندی زد.

دانشجویی که کنارم نشسته بود ازم پرسید یعنی وقتی لیسانس بگیرین راحت میتونین انگلیسی حرف بزنین؟ جواب دادم: راحت می تونیم ترجمه کنیم (این جمله یعنی یکی از خصوصیات من اینه که آره و نه کم میگم!!!). طرف به حالت خیلی مسخره آمیزی گفت: خب بابیلون هم میتونه ترجمه کنه که. منم با یه جواب خیلی خیلی تحقیر کننده گفتم: خب آره بابیلون واسه ترجمه ی چهارتا کرم و انگل و خرخاکی و قورباغه مرده کافیه!

دوستم چنان خندید که کافی میکسشون کوفتشون شد و با چیز یکی شدن. دلم واسشون سوخت...

+ نوشته شده در  ساعت 18:35  توسط محسن  |