تبليغاتX
کنار گود نشستی میگی لنگش کن - پشت دریاها شهریست...
سه شنبه نوزدهم آبان 1388

امروز...

کودکی دیدم که به تهدید من محل سگ نگذاشت و کامپیوتر را روشن کرد.

کودکی دیدم که سوار بر دوچرخه فریاد زد ما ک - س مشنگ هستیم.

کودکی دیدم که از جیبش K850 در آورد.

کودکی دیدم که به من گفت: هر وقت صوت زدم بزنش.

کودکی دیدم که روی پای مادرش خوابیده بود و گدایی می کردند.

کودکی دیدم که دوست پسر خواهرش متلک بارش کرد. (غیرتی شد)

کودکی هم دیدم که خود ابلیس بود.

کودکی دیگر دیدم که دست ابلیس را از پشت بسته بود.

پشت دریاها شهریست...


+ نوشته شده در  ساعت 20:37  توسط محسن  |