تبليغاتX
کنار گود نشستی میگی لنگش کن
کنار گود نشستی میگی لنگش کن...
ترجمه‌ها و نوشته‌های یک مترجم تازه‌کار...
شنبه ششم شهریور 1389

در یک مجلسی دعوت بودیم، مجلس افطاری، افطار رو که خوردیم نشسته بودیم داشتیم همینطوری الکی گپ می‌زدیم یهو یکی از بزرگان، البته جوانان، دربارۀ تحصیلاتم سؤال پرسید. منم گفتم که مثلاً مترجمی می‌خونم و از این حرف‌ها و کلاً همه زوم کردن رو من.

بعد یهو ازم پرسید:

why 10 fear(s) 7?

منم که یکه خورده بودم گفتم ها؟

دوباره پرسید متوجه شدم گفتم نمی‌دونم، یعنی نمی‌دونستم چرا ده باید از هفت بترسه. فکر کردم شاید مثلاً ضرب المثلی باشه. بعد خودش جواب داد گفت:  because 7 8 9

اینجا رو متوجه شدم. (1)

این همون بازی با کلمات هست که زبان شناس ها بهش word play میگن. حالا من نمی‌دونم در زبان فارسی بهش چی می‌گن، اما یاد یک بازی با کلمات در فیلم عروس فراری افتادم که خیلی منو خندوند. در سکانسی که غلامحسین لطفی داشت سر نامزدش رو شیره می‌مالید و یادم نیست چی گفت اما یچی تو مایه‌های این بود:

می‌فروشیم میریم خارج.... (اینجا مکث می‌کنه) از شهر اوشوم فشم.

اینجا هم شمول معنایی «خارج» و کمی مکث باعث به اشتباه افتادن ذهن شنونده می‌شه.

این بازی با کلماتی که لطفی در آورد شبیه به بازی با کلماتی بود که تو کتاب مطالعه‌ی زبان جرج یول دیدم.

Mary had a little lamb...

اینجا خواننده یا شنونده فکر ‌می‌کنه که مری یک برّه داشته.

..., some rice and vegetables.

که اینجا متوجه می‌شیم که نه بابا! مری یکم گوشت بره و کمی برنج و سبزی داشته!


البته در کتاب جورج یول why is 6 afraid of 7 نوشته شده!


+ نوشته شده در  ساعت 20:56  توسط محسن  | 

تقریباً یک هفته پیش که فیلم Alice in wonderland رو دیدم، در صحنه ای که کلاه دوز رو پیش ملکه ی سرخ بردن، کلاه دوز یک جمله ای گفت که این چند روزه دائم بهش فکر می کردم، جمله ای که کلاه دوز (جانی دپ) گفت این بود:

I've been considering things that begin with the letter 'M'... Moron, Mutiny, Murder, Malice

سریع رفتم دنبال زیرنویس فارسی فیلم و پیداش کردم و خواستم ببینم مترجم در این موقعیت چه کلماتی رو برای این جمله انتخاب کرده، ترجمه ی فارسی این جمله اینطور بود:

من به چیزهایی که با حرف "م" شروع میشه فکر کردم... میمون، ملازمت، مرگ، ممارست.

راستش اصلاً قصد ندارم ببینم که شخصی که این فیلم رو ترجمه کرده اصلاً مترجم بوده، وقت داشته، فیلم رو اصلاً دیده و هزارتا سؤال بیخود دیگه که مثلاً مترجم باید از خودش در نظریه ترجمه بپرسه. اصلاً هم دانش سینمایی ندارم که بفهمم چرا نویسنده از حرف "M" استفاده کرده و فرض من اینه که همۀ این کلمات مناسب با ملکه و سرزمینش با حرف "M" وجود داشتند و در بقیه ی حروف پیدا نمیشدن.

اینجا دامنه ی لغات به حدی برای یک مترجم کم میشه که پیدا کردن معادل مناسب کار دو سه ساعت نیست، شاید به همین دلیل بوده که مترجم این فیلم برای کلمه ی Moron از میمون استفاده کرده در حالی که میمون به کسی میگن که مسخره باشه نه احمق و کودن (معادل کلمه ی Moron)، برای معادل این کلمه میشد مثلاً از "مشنگ" استفاده کرد، که هم غیر رسمیه و هم به آدمی میگن که خل و چل و دست و پا چلفتی است.

در مورد کلمه ی ملازمت که واقعا مترجم شاهکار کرده، نمیدونم "همراهی کردن" چه تشابهی با "نافرمانی کردن" داشته که از ملازمت برای Mutiny استفاده شده. مخالفت یا حتی مقاومت خیلی بهتر هستن.

برای Murder و Malice هنوز نتونستم معادلی که با "م" شروع بشه پیدا کنم، فرض کنیم "مرگ" معادل خوبی برای Murder باشه، اما ممارست (سخت تلاش کردت) واقعا بیخود ترین معادل برای کلمه ی Malice هست که به معنی بدخواهی و غرض ورزی است. به هر حال اگر حداقل به فضای فیلم توجه میشد، کلمه های بهتری هم حتی اگر معادل این کلمات نبودند میشد جایگزین کرد، مخوف، مکار، مفسد... محسن!

یکی از اساتید ما میگه برای هر کلمه ای در یک زبان، معادل در زبان دیگری وجود داره، واسه همینه که میگه چهار سال هست که دنبال یک معادل برای یک کلمه می گردم، یکی دیگه از اساتید میگه که ترجمه ناپذیری خیلی متداوله، بسیاری از کلمات اصلاً معادل ندارن. حالا این جمله که من گفتم آب خوردن بود!

+ نوشته شده در  ساعت 12:9  توسط محسن  | 
یکشنبه شانزدهم خرداد 1389

امروزه، یکی از پرکاربردترین گونه های فایل ها، انواع فایل های فشرده یا آرشیو هستند. فایل های فشرده کاریرد های متنوعی دارند، مثل فشرده سازی چندین فایل در یک فایل، این قابلیت همان شیوه ای است که در حال حاضر در اینترنت برای انتقال چندین فایل به صورت یکجا از آن استفاده می شود. فایل های فشرده می توانند قابلیتی برعکس قابلیت قبلی داشته باشند، یعنی یک فایل را به چندین فایل کوچکتر تقسیم کنند.

رایج ترین فرمت های فشرده RAR، ZIP و 7z هستند. فرمت ZIP یک فرمت عمومی است که توسط ویندوز به صورت پیشفرض پشتیبانی می شود، البته با امکانات ابتدایی. فرمت RAR که در چند سال اخیر بسیار پرطرفدار شده، مخفف حروف ابتدایی عبارت Roshal ARchive است، این فرمت که فرمت اصلی نرم افزار WinRAR است توسط یوجین روشان مهندس نرم افزار روسی توسعه می یابد. (+)

فرمت ZIP هم احتمالاً باید قدیمی ترین فرمت فشرده سازی باشد که در سال 1989 به وسیله ی فیل کتز (Phil Katz) برای نرم افزار PKZIP ساخته شد. انواع فایل های جاوا (JAR) و افزونه های مرورگر فایرفاکس (xpi) از نوع فایل های ZIP هستند که تنها نام پسوند آنها تغییر کرده است. (+)

فرمت 7z هم فرمت منبع باز و رقیب اصلی فزمت RAR است که توسط نرم افزار منبع باز 7-Zip Archiver ایجاد می شود. از ویژگی های بارز این فرمت توانایی فشرده سازی فایل های بسیار بزرگ تا نزدیک به 16 اگزابایت است. (+)

یکی دیگر از ویژگی های فایل های فشرده، محافظت از فایل ها و اسناد مهم به وسیله ی گذاشتن رمز بر روی فایل های فشرده شده است (البته این کار با نرم افزار های مخصوص مانند WInRAR و 7-Zip صورت می گیرد). دیروز بر حسب اتفاق فایل راهنمای نرم افزار 7-Zip را باز کردم که در قسمتی به نام "ترفند ها برای انتخاب طول رمز" به نکته ای جالب اشاره شده بود.

نویسنده ی این ترفند، برای نشان دادن میزان امنیت رمزگذاری بر روی فایل های فشرده، حمله ای همه جانبه به فایل فشرده ای را مثال می زند که به وسیله ی رمزی تصادفی از حروف کوچک الفبای لاتین محافظت می شود.

فرض می کنیم که یک کاربر بتواند در هر ثانیه 10 رمز را بررسی کند، و یک سازمان با بودجه ای یک میلیارد دلاری هم توانایی بررسی 10 میلیارد رمز در ثانیه را داشته باشد. همچنین فرض می کنیم که پردازنده ای که این سازمان از آن استفاده می کند هر دو سال قدرت خود را دو برابر می کند؛ در نتیجه، هر حرفی که به یک رمز طولانی اضافه شود نزدیک به 9 سال به زمان حمله می افزاید.

نتایج زیر مدت زمان تخمینی برای به پیدا کردن رمز یک فایل فشرده به وسیله ی یک حمله ی همه جانبه است.

طول رمزحمله به وسیله ی کاربرحمله به وسیله ی سازمان
12 ثانیه1 ثانیه
21 دقیقه1 ثانیه
330 دقیقه1 ثانیه
412 ساعت1 ثانیه
514 روز1 ثانیه
61 سال1 ثانیه
710 سال1 ثانیه
819 سال20 ثانیه
926 سال9 دقیقه
1037 سال4 ساعت
1146 سال4 روز
1255 سال4 ماه
1364 سال4 سال
1473 سال13 سال
1582 سال22 سال
1691 سال31 سال
17100 سال40 سال

منبع: فایل راهنمایی نرم افزار Zip Archiver-7

+ نوشته شده در  ساعت 10:7  توسط محسن  | 
یکشنبه نهم خرداد 1389
در رایانه ی خودتون چند هزار تا فایل موسیقی و تصویر و فیلم دارید؟ هنوز هم نیمی از هارد دیسک رایانه ی شما خالی باقی مانده؟ این حتما به خاطر ظرفیت بالای هارد دیسک شماست، مثلا 500 گیگا بایت یا یک ترا بایت یا بیشتر. طبق تعریفی که ویکیپدیای فارسی از بایت داشته "بایت یکی از یکاهای اساسی سنجش مقدار داده‌ها در رایانه و به معنی هشت بیت متوالی است." (منبع).

خب ما تا حالا با کیلو بایت و مگا بایت و گیگا بایت و ترا بایت آشنا بودیم، البته شاید از بیشتر از این هم خبر داشتیم ولی فکر نکنم به کار کسی اومده باشه. حالا من میخوام یک مقایسه ای بین واحد های ذخیره ی اطلاعات و هزینه ی هرکدام انجام بدم. البته من فقط ترجمه می کنم، اگر انگلیسی بلد هستید برید اینجا و همه چیز رو متوجه بشین!

گیگا بایت مثل اینکه خیلی بچه شده و هارد دیسک 250 گیگا بایتی من که هنوز نصفش خالیه جزو آمار نیست، پس از ترا بایت شروع می کنیم.

هر ترابایت برابر با 1024 گیگابایت است، که می تواند 200 هزار تصویر و فایل موسیقی MP3 را در یک هارد دیسک با ظرفیت یک ترابایت نگه داری کند.

بعد از ترا بایت به پتا بایت می رسیم که 1024 ترا بایت هست. در 16 مخزن نگه داری اطلاعات در دو کابینت مرکز داده ی (datacenter) وبسایت Backblaze که یک وبسایت میزبانی اطلاعات هست، می توان یک پتا بایت اطلاعات نگه داری کرد.

از پتا بایت که فراتر برویم به اگزا بایت می رسیم که البته من در بعضی از منابع هگزا بایت هم خواندم. هر اگزا بایت که برابر با 1024 پتا بایت است، در 2000 کابینتِ ساختمان مرکز داده ای 4 طبقه محصور در تقاطع 4 خیابان قرار می گیرد.

بالا تر می رویم و به زتابایت می رسیم، 1024 اگزا بایت. هر زتا بایت 1000 مرکز داده یا 20 درصد محله ی منهتن در شهر نیویورک را اشغال می کند.

خب این هایی که تا الان گفتم قابل دسترسی بودند، دیگر باید از منظومه ی شمسی خارج بشویم و به یوتا بایت برسیم که با 1024 زتابایت برابری می کند. هر یوتابایت محوطه ی ایالت های دلاوِر و رودآیلند با یک میلیون مرکز داده را اشغال می کند.

هزینه

هزینه ی خرید یک هارد دیسک یک ترابایتی امروز در آمریکا 100 دلار است. اگر فرض کنیم که قرار بود فقط 1 یوتابایت هارد دیسک بخریم و از بقیه ی هزینه ها (مثلاً این دوتا ایالت!) صرف نظر می کردیم باید 100 تریلیون دلار خرج می کردیم. در سال 2008 درآمد ناخالص داخلی ایالات متحده ی آمریکا 14 تریلیون دلار و اتحادیه ی اروپا 18 تریلیون دلار بود،  در آمد ناخالص کل جهان هم 61 تریلیون دلار است.

+ نوشته شده در  ساعت 12:53  توسط محسن  | 
یکشنبه دوم خرداد 1389

برای فهم اینکه سگ ها چگونه زمان را درک می کنند، ابتدا باید بدانیم که انسان چگونه آن را درک می کند. به یقین هر فردی گذر زمان را در زمان های متفاوت به شکل های متفاوتی تجربه می کند. آلبرت اینشتین یک بار اصل نسبیت را اینگونه شرح داد، "وقتی مردی برای ساعتی با دختری زیبا بنشیند، انگار که یک دقیقه گذشته است. اما بگذارید او روی یک اجاق داغ برای یک دقیقه بنشیند - که طولانی تر از ساعت هاست. نسبیت این است."

منبع


دوست داشتم همشو ترجمه کنم اما درسا زبادن

+ نوشته شده در  ساعت 10:44  توسط محسن  | 
شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389

تصویر روبرو پیرمردی 82 ساله را نشان میدهد که ادعا کرده 70 سال است که نه غذا خورده نه آب - حتی یک کالری. برای اثبات ادعای این پیرمرد هم پزشکان نظامی هند او را دو هفته تحت نظارت 24 ساعته قرار دادند که هفته ی پیش تمام شد. در این دو هفته این پیرمرد هیچ چیزی مصرف نکرد و سالم ماند!

البته پزشکان و دانشمندان این پدیده را غیر ممکن میدانند. به گفته ی آنها تحت شرایط آب و هوایی مختلف مثل دما و رطوبت، انسان بدون آب پنج تا شش روز و در شرایط غیر معمولی هم حداکثر دو روز بیشتر دوام میاورد. بدون غذا هم اگر مایعات غنی از ویتامین و الکترولیت بنوشیم حتی تا سه ماه ممکن است زنده بمانیم.

بابی سندز، شورشی ایرلندی که توسط انگلیسی ها زندانی شده بود بعد از 66 روز اعتصاب غذا در سال 1981 مرد. گاندی رهبر هند هم به بی غذایی طولانی مدت معروف بود، مثلا در سال 1932 21 روز اعتصاب عذا کرد.

دکتر مایکل ون رویان که از مخالفین ادعای این مرد هست و او را "آب زیر کاه" خطاب کرده گفته که در ریش های این مرد می توان میزان زیادی آب نگه داشت! به گفته ی او انسان باید آب مصرف کند، بدن انسان بدون آب دوام نمیاورد. بعد از اینکه قند و گلیکوژن بدن مصرف شد، بدن شروع به مصرف (متابولیز) چربی می کند، سپس ماهیچه ها از بین میروند. در نهایت خود افراد گرسنه شروع به مصرف منابع بدنشان می کنند.

ون رویان می گوید اگر او واقعا بدون آب زنده مانده باشد دستگاه قلب و عروق او باید از بین رفته باشد. انسان روزانه دو تا سه لیتر آب فقط با تنفس از دست می دهد. این میزان کاهش آب باعث غلیظ شدن خون و کاهش فشار می شود. او عدم مصرف آب را مانند تبدیل انگور به کشمش عنوان کرده است و می گوید اگر بدون آب از حمله ی قلبی نمیرید، با از کار افتادن کلیه ها می میرید!


+ نوشته شده در  ساعت 19:55  توسط محسن  | 
چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389
در فارسی حتی می توان صورت های چهارگانه ای را نمونه آورد که یکی «اصیل»، یکی ترکی، یکی مغولی و یکی عربی است - درفش، بیرق، پرچم، عَلَم - هرچند که در میان این واژه ها، صورت مغولی «پرچم» پر بسامد تر است.

... جدا از مسئله ی تحول تاریخی، تا زمانی که واژه های مذکور خلائی را در زبان فارسی پر می کنند، اجزاء اصلی و طبیعی زبان فارسی به شما می آیند و ضمناً باید اضافه کرد که شاید برخی از این واژه های اصیل در گذشته ای دور از زبانی دیگر قرض گرفته شده باشند...


 از:  کتاب "هفت گفتار درباره ی ترجمه"، دکتر کورش صفوی، چاپ هشتم 1386، انتشارات مرکز  -  صفحه 27
+ نوشته شده در  ساعت 18:57  توسط محسن  | 

اخبار فوران آتشفشان «ايجاف جالا جوكول»، طبق تلفظ و رسم الخط وبسایت تابناک!، را همه ی ما شنیدیم. در این مطلب از وبلاگ یک پزشک هم می توانید ببینید که غبار های آتشفشانی چطور باعث تعطیلی فرودگاه ها و کنسل شدن پرواز ها در نواحی شمالی اروپا شد. البته غبار های آتشفشانی فقط در ارتفاعات بالا پخش نشدند و سطح زمین هم از این غبار ها پوشیده شد. با این حال این حمل و نقل هوایی بود که به تعویق افتاد و در زمین و دریا، ماشین ها و کشتی ها بدون هیچ مشکلی به تردد ادامه دادند.

سوالی که اینجا پیش میاد این است که چرا هواپیما ها در ابرهای خاکستر آتشفشانی قادر به پرواز نیستند. علت اینجاست که غبار های آتشفشانی حاوی مقادیری از شیشه هستند که باعث می شوند موتور هواپیما خاموش بشود. چون هواپیما برای تولید انرژی میزان بالایی هوا را می مکد، این ذرات شیشه در موتور ذوب می شوند و به قطعات موتور می چسبند و باعث خاموش شدن موتور می شوند. دمای ذوب این ذرات 1100 درجه سانتی گراد است در حالی که دمای درون موتور هواپیما 300 درجه بیشتر از این میزان است. نتیجه ی اتصال شیشه ها با لوله های سوختی و پره های توربین چیزی جز خاموش شدن موتور هواپیما نیست.

همچنین این شیشه ها در ارتفاعات بالا به یک دیگر می چسبند و ذرات بزرگتری را ایجاد می کنند ولی در سطح زمین از یکدیگر جدا هستند و تاثیری بر روی ماشین و قطار و کشتی ندارند.

بر اساس شرکت هواپیما سازی بویینگ در سه دهه ی گذشته تقریباً 90  سانحه ی هوایی به علت ورود غبار های آتشفشانی در موتور هواپیما ها رخ داده است که بدترین آنها مربوط به پرواز شماره ی 9 شرکت هوایی بریتیش ایر ویز از لندن به نیوزیلند در سال 1982 بود. در این سانحه هواپیمایی بویینگ 747 به درون غبار های فوران شده از آتشفشان گالونگونگ در اندونزی رفته و هر چهار موتور آن از کار افتادند. البته این سانحه تلفات جانی نداشت و پس از افت ارتفاع 23 هزار پایی هنگامی که شیشه ها سرد شده و از موتور خارج شدند، خدمه ی هواپیما توانستند آن را روشن کرده و در جاکارتا فرود بیاورند.

منبع:

+ نوشته شده در  ساعت 16:49  توسط محسن  | 

www.AnsariJavid.ir

شاید تصوّر کنیم که هوشیاری مثل یک لامپ، یا خاموش است یا روشن. ما یا بیداریم، و یا خوابیده ایم. وقتی هم که خوابیم، یا رویا می بینیم یا نمی بینیم.

ولی بررسی های مغز، انواع دیگری از هوشیاری را نشان می دهند. مثل راه رفتن در خواب که از هر بیست فرد بالغ یک نفر به آن مبتلاست. به گفتۀ دانشمندان، هنگام راه رفتن در خواب، مغز دقیقاً در وضعیتی نیمه بیدار و نیمه خواب است. پژوهشگران فردی را که هنگام خواب راه می رفت به یک اسکنر مغز هدایت کردند و متوجه شدند در حالی که کورتکس مغز (1) - بخشی از مغز مربوط به اعمال آگاهانه و هوشیاری - غیر فعّال بود، دیگر نواحی مغز شامل نواحی مربوط به احساسات فعّال بودند.

بررسی های مشابه ممکن است وضعیت های ناشناختۀ دیگری از هوشیاری را توضیح دهند. هنگام دیدن رویا (که به آن خوابِ REM نیز می گویند (2)) به علت پیام هایی که توسط نواحی از بصل النخاع به نام پونز (3) به ماهیچه ها ارسال می شوند، بدن بی حرکت می ماند، از این رو افرادی که مشکلاتی مربوط به خوابِ REM  دارند، این خود بازداری را از دست داده و در عمل رویا های خود را نشان می دهند. در وضعیتی متقابل هم، که به فلج خواب (4) معروف است، از خواب بیدار می شویم ولی قادر به حرکت نیستیم.

شاید هنوز هم نقاطی ناشناخته در مرز بین هوشیاری و بیهوشی باشند. در بررسی دیگری که توسط دانشمندان دانشگاه کمبریج انجام شد، آنها کشف کردند که می توان با فردی در وضعیت نباتی (5) - وضعیتی که در آن بیمار دارای حس کامل و توانایی تنفس بدون کمک است ولی به طور کامل از وقایع اطراف خود ناآگاه است - ارتباط برقرار کرد. با خواباندن او در اسکنر مغز، از او خواستند تا بازی تنیس و گردش در اطراف خانه اش را تصور کند و توانستند از او جواب های بله یا خیر دریافت کنند. در حال حاضر اینگونه بیماران بیهوش خوانده می شوند، ولی اگر بتوانند سوالات را متوجه شوند و ارتباط برقرار کنند، شاید بتوانند در مورد درمان خود - و یا ادامۀ آن، اظهار عقیده کنند.

ما هنوز نمی دانیم چند نوع هوشیاری وجود دارد، ولی طبیعت هوشیاری بیشتر شبیه به یک نربان است تا یک لامپ.

از مقالۀ Picking our brains: How many ways can we be conscious?


(1) کورتکس چیست؟

(2) Rapid Eye Movement - زمانی از خواب که فرد رویا می بیند و چشم ها سریع حرکت می کنند.

(3) Pons blocks

(4) Sleep Paralysis

(5) Vegetative state

+ نوشته شده در  ساعت 16:31  توسط محسن  | 
سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388
میدونین چرا سلول های زنده پیر میشن؟

در جواب این سوال باید گفت که سلولی که در گذر عمر، دچار آسیب دیدگی در دی ان ای خودش می شود، برای ممانعت از تکثیر این دی ان ای ، سیگنال هایی از خود آزاد می کند.

هدف این سیگنال ها میتوکندری (بسته های مولد انرژی در سلول) سلول است که باعث تولید مولکول های رادیکال آزاد در سلول شده، و باعث نابودی یا عدم توانایی در تکثیر آن می شود. به این شکل یک سلول آسیب دیده با نابودی خود مانع از ایجاد سرطان می شود.

پیش از این، تمرکز زیست شناسان روی تلومر، لبه های جفاظتی انتهای کروموزم سلول های انسانی بود، ولی با این یافته دیگر اهمیت چندانی ندارد.

اینطوری پیر میشن، چون معرفت دارن!

Scientists discover the secret of ageing
+ نوشته شده در  ساعت 8:7  توسط محسن  | 
شنبه هفدهم بهمن 1388
سرویس فرهنگ لغت گوگل هم ارائه شد. زبان های مختلفی به وسیلۀ فرهنگ لغت گوگل پشتیبانی میشن ولی هنوز خبری از فارسی نیست. البته نباید زیاد تعجب کرد چون هنوز ما یک فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی مناسب در خود ایران نداریم و به روز ترین فرهنگ لغت ها مربوط به حداقل هفت هشت سال پیش میشن.

به هر حال اولین کاری که کردم رفتم سراغ فرهنگ لغت انگلیسی به اتگلیسی و چند تا کلمه رو که جستوجو کردم دیدم سبک تعریف و آوانگاری و بقیۀ اطلاعات خیلی شبیه به فرهنگ های دانشگاهی هست (Advanced Learner's Dictionaries). بیشتر که تمرکز کردم دیدم این فرهنگ لغت شباهت خیلی خیلی زیادی به فرهنگ لغت Collins COBUILD Dictionary داره. فرهنگ لغت کالینز برای بیان تعاریف از یک سبک خیلی خیلی منحصر به فردی استفاده می کنه. اگه بخوام سبکش رو برای یک کلمۀ فارسی توضیح بدم به این صورت در میاد. مثلا مصدر "خوردن" در فرهنگ کالینز اینطوری تعریف میشه:

وقتی شما چیزی را بخورید، آن را به داخل دهان خود می گذاربد، می جوید و می بلعید. که خواننده متوجه میشه که حرف اضافۀ فعل خوردن را و یک فعل متعدی هست (البته در انگلیسی فعل خوردن با این معنی حرف اضافه نداره)

When you eat something, you put it into your mouth, chew it, and swallow it.

این سبک بسیار ساده و کارآمد در تعریف کلمات دلیل خوبی بوده که گوگل هم از این سبک استفاده کنه. کلا باید فرهنگ لغت گوگل رو یک فرهنگ دانشگاهی دونست (البته انگلیسی به انگلیسی از بقیه خبر ندارم). تعاریف ساده، آوا نگاری، کاربرد دستوری، مثال، مترادف ها متضاد ها خانوادۀ کلمات و تلفظ صوتی هر کلمه برای من که واقعا خیلی جالب و احتمالاً در آینده کارآمد میشه، چون نسخۀ دسکتاپ فرهنگ کالینز واقعاً مذخرف و هنگی و بیخود از آب در اومده (از لحاظ نرم افزاری)

+ نوشته شده در  ساعت 0:53  توسط محسن  | 

من امروز برای اولین بار از ویترین ایرانسل یچی خریدم! چی چی؟ ضرب المثل های انگلیسی. البته باید عرض کنم که خیلی نامردیه واسه هر ضرب المثل 35 تومن می گیرن ولی خوبیه این روش اینه که به احتمال خیلی خیلی زیاد ضرب المثل تو ذهن خواننده باقی می مونه؛ شاید شما هم فکر کنید که توی اینترنت با یک جستوجو میشه کلی ضرب المثل پیدا کرد ولی هیچ کدوم از این ها خواننده رو در عمل انجام شده قرار نمیدن تا برای همیشه به ذهن بسپاره. این "در عمل انجام شده قرار گرفتن" نظریه من در مورد بهترین راه یادگیری کلمات و اصطلاحات هست! کمیت مهم نیست، کیفیت مهمه یا به قول استادمون دکتر جهاندار "مهم سواده"

حالا من میخوام یکی از این ضرب المثل ها رو مو شکافی کنم.

First come, First served.

تا جایی که من گشتم این عبارت اصلا ضرب المثل نیست! بلکه یک عبارت خدماتی یا تجاری میتونه باشه ( Service Policy). از این عبارت هنگامی استفاده میشه که خدماتی به صورت محدود ارائه میشه و یا هنگامی که پیش بینی استقبال از این خدمات بیشتر از ظرفیت هست.

این عبارت که به صورت مخفف FCFS هم نوشته میشه معادل عبارت First in, First out هم هست که در مفهوم برابر هستن.

از داشتن مخفف هم میشه نتیجه گرفت که به احتمال زیاد در محاوره و مکالمه از این عبارت استفاده نمیشه و مگر اینکه جنبه تبلیغاتی یا تجاری داشته باشه (مثلا جایی که کسی برای محصولی معرکه میگیره!). به عنوان مثال در فرهنگ لغت Longman Dictionary of Contemporary English از این مثال استفاده شده:

Tickets will be allocated on a first come, first served basis.
وجود کلمه ی Basis (که احتمالا باید یکی از کلمات پرکاربرد برای این عبارت باشه) در انتهای این جمله نشان دهنده اینه که این عبارت ضرب المثل نیست بلکه یک قاعده یا سبک در خدمات و تجارت هست. (معادل تقریبا برابر این جمله در فرهنگ لغت آکسفورد هم وجود داره)

تنها جایی که یک معادل از لحاظ ضرب المثل بودن برای این عبارت پیده کردم یک وبلاگ هست که از معادل "آسیاب به نوبت" برای این عبارت استفاده کرده. البته از لحاظ عامیانه این معادل میتونه کاملا درست باشه ولی در ترجمه ی این گونه جملات کسی از آسیاب به نوبت استفاده نمی کنه.

در اینجا هم علاوه بر اینکه از "آسیاب به نوبت" برای معادل این عبارت استفاده شده، تعریف دیگری هم داده شده که من جایی همچنین تعریفی پیده نکردم. (در این مواقع یکی باید بگه "همه جا به نوبت!!!)

"به كساني كه نوبت را رعايت نمي‌كنند گفته مي‌شود، در صف و نوبت قرار نگرفته، قصد بهره‌روي بي‌موقع و گرفتن و رفتن داشته باشند. در شكستها و ورشكستگي‌ها هم گفته مي‌شود، در نوبت بود و نوبتش به سر آمد. مثل، هر كسي چند روز نوبت اوست. سوء‌استفاده در نوبت، آن چه در صفهاي مواد غذايي مشاهده مي‌شود "

برای اینکه بشه FCFS رو به عنوان یک ضرب المثل پذیرفت میشه به اینجا رجوع کرد. تعریفی که اینجا برای FCFS به عنوان یک ضرب المثل داده شده دقیقا عین تصوری هست که من قبل از جستوجو برای این عبارت داشتم (یعنی قبل از اینکه قبول کنم ضرب المثل نیست!)

نویسنده ی این مطلب FCFS رو به عنوان ضرب المثل معادلی برای "the early bird catches the worm" در نظر گرفته که هر دو این ها میتونن معادلی برای "سحر خیز باش تا کامروا گردی" باشن. تعریف جالبی که نویسنده ی این مطلب برای این دو ضرب المثل نوشته همت در مقابل اطلاف وقت هست.
البته باز هم در ادامه نویسنده خاطر نشان کرده که این عبارت (یا ضرب المثل) در موقعیت های تجاری (و برای ترغیب مشتریان) به کار میره.
شکل کامل این عبارت هم طبق
این منبع جمله ی "the FIRST item to COME here is the FIRST one SERVED." هست.

در عمل انجام شده قرار گرفتین؟

منابع در مطلب ذکر شده اند!
شاید باز هم از این موشکافی ها کردم.
از سبک عامیانه در نوشتن مطلب عذر میخواهم:)

بیشتر بخوانید!
Q

بر هنه (کلمات انگلیسی که در آنها بعد از Q حرف U نیامده باشد)
+ نوشته شده در  ساعت 18:10  توسط محسن  | 

همین چند لحظه پیش یک تصویر از فلیکر دانلود کردم. مربوط بود به آمار مرگ و میر در 300 روز گذشته. (البته دو روز پیش سیصدمین روز از سال 2009 بود) در این سیصد روز 50182850 نفر مردن.

این تصویر عوامل بیماری رو به چهار گروه تقسیم کرده بود که بیماری های غیر واگیر با آماری برابر با 29577830 نفر رتبه اول، بیماری های واگیر دار با 8029374 نفر قربانی رتبه دوم، مرگ به وسیله آسیب دیدگی با 4544406 کشته چهارم و عوامل دیگه با 6596691 کشته رتبه سوم رو داشت.

نکته جالب توی این تصویر آمار کشتار آنفولانزای خوکی بود که با یک اسکلت ترسناک نشون داده شده بود. اسکلتی که خودمون ساختیم و قرمز و قرمزتر کردیمش بعد متوجه شدیم از آنفولانزای معمولی هم بی خطر تره! این بیماری در این سیصد روز 5850 نفر رو راهی قبرستان کرد. حالا به طور اجمال آمار کشتار برخی از بیماری ها رو ببینیم.

بیماری های قلبی و عروقی: بیش از 14.5 میلیون نفر

سرطان: تقریبا 6.5 ملیون نفر

بیماری های تنفسی: بیش از 1.5 میلون نفر

ایدز: بیش از 2.5 میلیون نفر

بیماری های کودکان: تقریبا یک میلیون نفر

تصادفات خیابانی: بیش از یک میلیون نفر

جالب اینجاست که تنها آمار مرگ و میر به وسیله جزام (5440) از آنفولانزای خوکی کمتره.

چون کیفیت تصویر کمی پایین بود نتونستم همه بیماری ها رو بخونم. (برای دیدن تصویر بزرگ روی تصویر بالا کلیک کنید)

منبع این آمار اینجاست که از آمار رسمی سازمان بهداشت جهانی استفاده می کنه. آمار مرگ و میر به وسیله آنفولانزای خوکی هم از اینجاست.

منبع:  Swine Flu Mortality

+ نوشته شده در  ساعت 17:13  توسط محسن  | 
جمعه بیست و چهارم مهر 1388

تصویر بالا شفاف ترین تصویر از کهکشان آندرومدا یکی از همسایگان کهکشانی ما است که اخیرا به وسیله  ماهواره سوویفت ناسا (Swift نوعی پرنده) گرفته شده است.

کهکشان آندرومدا یا M31 کهکشانی مارپیچ است که به فاصله تقریبا 2.5 میلیون سال نوری از زمین قرار دارد که در شبی تاریک و آسمانی صاف با چشم غیر مسلح قابل رویت است.

این تصویر به وسیله جمع آوری 330 تصویر گرفته شده به وسیله سوویفت به دست آمده است که در مجموع شامل 85 گیگا بایت اطلاعات یا برابر با بیش از 20000 فایل MP3 هستند. این تصویر نمایشی از مشاهده 24 ساعته این کهکشان است.

محدوده تصویر برداری شده به وسیله سوویفت شامل 200 هزار سال نوری پهنا و 100 هزار سال نوری ارتفاع است.

نورانی ترین نقطه در مرکز کهکشان شامل پیر ترین و سرد ترین ستارگان در برآمدگی مرکزی آندرومدا است. ستارگانی که در بازو های مارپیچی آندرومدا قرار گرفته اند جوان تر و چون به غبار و گاز مورد نیاز برای سوخت دسترسی دارند داغ تر هستند.

منبع                 BIG PIC: Andromeda Seen in New Light  

Photo Credit: NASA/Swift/Stefan Immler (GSFC) and Erin Grand (UMCP)

بیشتر بخوانید!

کهکشان آندرومدا کهکشان می خورد

آیا بعد از انفجار بزرگ، برخورد بزرگ رخ می دهد؟ (مقاله ای در ستاره شناسی)

+ نوشته شده در  ساعت 23:38  توسط محسن  | 

تا به امروز، شکارچیان سیاره ها، بیش از سیصد سیاره خارج از منظومه شمسی کشف کرده اند. ولی اکثر آن ها سیاره هایی داغ، عظیم به بزرگی مشتری هستند که سیاره ما در آن ها گم می شود، و این سیاره ها فاقد حیات هستند.

چند هفته پیش سیاره ای سنگی خارج از منظومه شمسی کشف شد، ولی باز هم دمای سطح این سیاره به قدری بالاست که حیات در آن یافت نمی شود. بر خلاف اکثر سیاره های یافت شده در خارج از منظومه شمسی که غول های گازی مثل مشتری هستند، این سیاره که CoRoT – 7b نام دارد اولین سیاره دوری است که چگالی برابر با زمین دارد.

این سیاره کوچک هنگام چرخش به دور ستاره ای کشف شد که اندکی از خورشید ما کوچک تر و سردتر است و تقریبا 500 سال نوری از ما فاصله دارد. وقتی این سیاره از مقابل ستاره اش می گذشت باعث ایجاد کسوفی خفیف و کاهش نور ستاره شد.

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:25  توسط محسن  |